همه عمر برندارم سر از این خمار مستی – سعدی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی همه عمر برندارم سر از این خمار مستی دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی دل دردمند ما را که اسیر توست یارا تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی نه عجب که قل...
بیشتر بخوانید
زندان – مولانا
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید خموشید خموشی...
بیشتر بخوانید
عطار نیشابوری
روز بزرگداشت شیخ فردالدین عطار نیشابوری موزیک ویدیوئی زیبا از "وحید تاج" با اشعاری از "عطار" مشاهده موزیک ویدیو و خرید آلبوم "عطار" وحید تاج در سایت بیپ تونز http://beeptunes.com/album/471233785 اشعار این موزیک ویدیو: جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده غزل شماره 717 تو همچو آفتابی تابنده از همه سو من همچو ذره پیشت جان در میان نهاده ای جان ما شرابی از جام تو کشیده سرمس...
بیشتر بخوانید
سه بیت، سه نگاه، سه برداشت
موسی خطاب به خداوند در کوه طور: (ارنی) یعنی: خود را به من نشان بده خداوند فرمودند: (لن ترانی) یعنی: هرگز مرا نخواهی دید برداشت سعدی: چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی" برداشت حافظ: چو رسی به طور سینا "ارنی" گو و بگذر تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی" برداشت مولانا: "ارنی " کسی بگوید که ترا ندیده باشد تو که با منی همیشه، چه "تری" چه " لن ترانی" علامه طباطب...
بیشتر بخوانید
نوروز
نوروز - شعر فردوسی به فَرِ کیانی یکی تخت ساخت چه مایه بدو گوهر اندر نِشاخت که چون خواستی دیو برداشتی ز هامون، به گردون برافراشتی چو خورشیدِ تابان میانِ هوا نشسته بر او شاهِ فرمانروا جهان انجمن شد بر آن تختِ او شگفتی فرومانده از بختِ او به جمشید بَر، گوهر اَفشاندند مَرْ آن روز را «روزِ نو» خواندند سرِ سالِ نو، هُرمُزِ فَرْوَدین برآسوده از رنجْ تنْ، دل ز کین بزرگان به شادی بیاراستند مَی و جام و رامش...
بیشتر بخوانید
منظومه سمفونی مولانا- علیرضا قربانی
  منظومه سمفونی مولانا خواننده:علیرضا قربانی آهنگساز:هوشنگ کامکار ویدیو 25 دقیقه ای در لینک یوتیوب زیر موجود است. https://www.youtube.com/watch?v=uVy2D1eEN7k بشنو این نی چون شکایت می‌کند                   از جداییها حکایت می‌کند کز نیستان تا مرا ببریده‌اند                            در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند مولوی«  مثنوی معنوی « دفتر اول (بخش اول- سرآغاز) -------------------- خوش خرامان م...
بیشتر بخوانید
مفتاح راه
مفتاح راه دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت! در راه با پرودرگار سخن می گفت: ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای. در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت! او با ناراحتی گفت: من تو را کی گفتم ای یار عزیز کاین گره بگشای و گندم را بریز! آن گره را چون نیارستی گشود این گره ب...
بیشتر بخوانید
حافظ- غلام همت آنم
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست ندانمت که در این دامگه چه افتادست که این حدیث ز پیر طریقتم یادست که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست که بر من و تو در اختیار نگشادست که این عجوز عروس هزاردامادست بنال بلبل بی دل که جای فریادست قبول خاطر و لطف سخن خدادادست بیا که قصر امل سخت سست بنیادست غلام همت آنم که زیر چرخ...
بیشتر بخوانید
گون و نسیم
به کجا چنین شتابان!؟ گون از نسیم پرسید دل من گرفته زین جا هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟ همه آرزویم اما، چه کنم که بسته پایم به کجا چنین شتابان ؟ به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم سفرت به خیر ! اما، تو و دوستی خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی نوازنده سه تار: استاد ذوالفنون - دانلود اهنگ با صدای مهدی فلاح
بیشتر بخوانید
شعر مربع
شعر مربع به جانت نــــگارا که داری وفــــــا نــــگارا وفـا کن بـــه دل بی جفــا که داری بــه دل دوستــر مــرمــرا وفـــــا، بی جفـا، مـرمـرا، خوشتـرا ←↓از چهره، افروخته ،گل را ،مشكن!افروخته، رخ مرو، تو ديگر ،به چمن!گل را ،تو دگر، مكن خجل ،اي مه من !مشكن ،به چمن، اي مه من، قدر سخن !  
بیشتر بخوانید